سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

156

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

انگشترى را شكست ديدم ميان آن مقدارى سائيدهء جو است آنها را بيرون آورد و ميان كاسه ريخت با مقدارى آب مخلوط كرد آنگاه خود نوشيد و به من خوراند ، من نتوانستم طاقت بياورم ، عرض كردم : يا امير المؤمنين ! خداوند بر شما گشايش داده و در عراق خوردنى بسيار است ؟ فرمود : « به خدا سوگند كه من اين انبان را از راه بخل مهر و موم نكرده بودم بلكه به قدر نياز خودم خريدارى كرده‌ام و مىترسم تمام شود و به جاى آن چيز ديگرى قرار دهند و اين كار را كرده‌ام تا غذاى ناپاك وارد شكمم نشود ! » . ( 1 ) احمد در كتاب « الفضائل » از قول حسن اشيب به نقل از ابن شعبه و او از عبد اللّه بن هبيره به نقل از عبد اللّه بن رزين آورده ، مىگويد : روز عيد قربان بر على ( ع ) وارد شدم غذايى را كه از آب زيادى با ريزه‌هاى گوشت و مقدارى آرد ساخته بودند جلو من گذاشت ، عرض كردم : يا امير المؤمنين خداوند ( امروز ) خير و بركت زيادى را ارزانى داشته است ! فرمود : « پسر رزين ، من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : از مال خدا جز دو كاسه بر هيچ خليفه‌اى حلال نكرده است ؛ يكى را خود با زن و بچه‌اش بخورند و ديگرى را در اختيار مردم بگذارند » . ( 2 ) عبد الملك بن مظفر بن غالب جزى به نقل از محمد بن ناصر و او از مبارك بن عبد الجبّار و عبد القاهر بن محمد و ايشان از ابو اسحاق برمكى از قول أبو بكر بن نجيب به نقل از ابو جعفر بن على از هناد و او از وكيع از قول ابن ثعلبه به نقل از سويد بن غفله مىگويد : در اين كاخ يعنى دار الامارهء كوفه بر على ( ع ) وارد شدم ، ديدم مقابلش گردهء نان جوى است با كاسه‌اى شير و آن گردهء نان به قدرى خشك است كه گاهى با دستش و گاهى با زانويش مىشكند اين منظره بسيار بر من دشوار آمد به فضّه كنيز آن حضرت ، گفتم : آيا به اين پير مرد رحم نمىكنيد كه سبوس اين جوها را نمىگيريد ؟ مگر سبوس روى نان و آن وضع را نمىبينيد ؟ فضّه گفت : چرا به خاطر نان خشنى كه او مىخورد ما گنهكار باشيم ؟ ! خود آن حضرت به ما دستور داده است كه براى او سبوس هيچ غذايى را نگيريم ! على ( ع ) - كه متوجه گفتگوى ما شده بود - فرمود : « ابن غفله چه مىگويى ؟ » جريان را گفتم و عرض كردم : يا امير المؤمنين قدرى با خود مدارا كنيد ! فرمود : « واى بر تو يا سويد ، رسول خدا تا زنده بود ، هرگز با خانواده‌اش از نان گندم سه مرتبه سير نخوردند و هرگز سبوس غذايش را نگرفتند و